عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
539
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
نيروى سلطنت قدرت است . 70 قطيعة الرّحم اقبح الشّيم : قطع رحم زشت ترين روش است . 71 قطيعة الرّحم تزيل النّعم : قطع رحم نعمتها را از بين مى برد . 72 قطع العلم عذر المتعلّلين : قطع كردن علم بعذر تراشى و بهانه جوئى بهانهجويان است ( كه از راه تن پرورى يا عالمند و براى مردم بيان نمى كنند يا جاهل اند و دنبال علم نمى روند فلذا علم قطع مىشود ) . 73 قرين السّوء شرّ قرين و داء اللّوم داء دفين : همنشين بد بد همنشينى است و درد ناكسى دردى است پنهان ( همين كه انسان با مردم شروع بنانجيبى كرد آن درد ظاهر مى گردد ) . 74 قطيعة الجاهل تعدل صلة العاقل : از نادان بريدن همسنگ و هموزن پيوستن با دانا است . 75 قبيح عاقل خير من حسن جاهل : زشت روى دانا بهتر از خوش روى نادان است . 76 قطيعة العاقل لك بعد نفاذ الحيلة فيك بريدن تو ( پيوند دوستى را ) از دانا پس از آنى است كه مكر و حيله در تو راه يابد . 77 قصّر من حرصك وقف عند المقدور لك من رزقك تحرز دينك : دامان حرصت را كوتاه كن و نزد آنچه از روزى كه برايت مقدّر شده است درنگ كن تا دينت را نگهدارى . 78 قرين الشّهوة مريض النّفس معلول العقل : يار شهوت نفسش بيمار و عقلش دردمند است . 79 قصّروا الأمل و خافوا بغتة الأجل و بادروا صالح العمل : آرزو را كوتاه گيريد و از اجل ناگهانى بترسيد و بسوى عمل صالح بشتابيد 80 قلّل المقال و قصّر الآمال : سخن را كم كن و آرزو را كوتاه گير ( تا از رستگاران باشى ) . 81 قيّدوا انفسكم بالمحاسبة و املكوها بالمخالفة : نفوس خويش را به حساب كشيدن از آنها به بند در كشيد و با خلاف ميل آنها رفتار كردن آنها را مالك گرديد . 82 قليل الدّنيا يذهب بكثير الأخرة : كمى از دنيا ( پرستى ) بسيارى از ( ثوابهاى ) آخرت را از بين مى برد . 83 قيام اللّيل مصحّة للبدن و تمسّك باخلاق